T.X

چطور انرژی منفی را از خود دور کنیم.


تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلما هر کسی آن را تجربه کرده است.

 وقتی افراد با هرگونه مشکلی مواجه می‌شوند یا شکست می‌خورند، سرزنش، احساس گناه، تأسف‌خوردن و اضطراب مقداری انرژی منفی تولید می‌کند. این بدان مفهوم نیست که آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست که آنها با منبع درونی انرژی مثبت‌شان قطع رابطه کرده‌اند!

شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید که باعث می‌شوند احساس بدی پیدا کنید؛ احتمالا احساس خستگی بکنید. گرچه سخت است علت دقیق ناراحتی‌تان را معلوم کنید ولی به هر حال آن را احساس می‌کنید. در عوض، امکان دارد شما در کنار بعضی افراد خودبه‌خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بکنید.

این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی کمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می‌دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندکی کاسته می‌شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می‌شود.

مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با کسی که احساس بدی دارد ارتباط برقرار می‌کنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می‌کند و احساس خوب شما کمتر خواهد شد. ممکن است این تغییر را خود احساس نکنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می‌شوید که احساس خوبی ندارید. درک این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی که همیشه در جریان است، بیشتر کمک می‌کند.

وقتی منفی‌بافی می‌کنیم چه اتفاقی می‌افتد

هرچه بیشتر منفی‌بافی می‌کنیم و راهی هم برای رهاساختن آن نمی‌یابیم انرژی خود را راکد نگه می‌داریم.

وقتی درگیر منفی‌بافی می‌شویم ممکن است سعی کنیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم ولی وقتی دست به کاری خطیر می‌زنیم، همچنان دستخوش اضطراب و سردرگمی می‌شویم؛ بدین‌ترتیب اعتمادبه‌نفس ما زائل شده است. ما آرزوی درونی‌مان را برای فعالیت بیشتر و پیشرفت‌کردن احساس می‌کنیم ولی متوجه می‌شویم عقب‌ نگه داشته شده‌ایم.

اما وقتی درگیر منفی‌بافی می‌شویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس می‌کنیم که با افسردگی و تأسف‌خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می‌شویم. لذت ما کم می‌شود و احساس می‌کنیم میل درونی‌مان شادبودن است اما آن را نمی‌یابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت کمتر که از کمبودهای خود بی‌اطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت‌بردن‌های واقعی را از بین برده‌اند.

فراموش نکنیم وقتی منفی‌بافی می‌کنیم ممکن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی‌ارزشی هستیم. ما نمی‌توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را که حاصل آن است احساس کنیم.

ما به خاطر اشتباهات گذشته‌مان احساس تباهی و بیهودگی می‌کنیم و نمی‌توانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس می‌کنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام کودکی برای اشتباهاتمان تنبیه می‌شدیم ممکن است خودمان هم مجازات‌کردن‌مان را ادامه دهیم.

روح‌های حساس، منفی‌گرایی دیگران را به درون خود می‌کشند چون آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفی‌گرایی که آنها احساس می‌کنند ترکیبی از منفی‌بافی‌های خودشان همراه با منفی‌بافی‌های دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا که می‌روند منفی‌بودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود می‌کشند.

اما چیزی که به دیگران اجازه می‌دهد حساسیت کمتری داشته باشند توانایی فرونشاندن احساسات است. بعضی افراد هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساسات‌شان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط می‌خواهند احساسات‌شان را انکار کنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی که حساسیت کمتری دارند مفید است ولی برای کسانی که حساس‌ترند نمی‌تواند مفید واقع شود.

در واقع افراد، منفی‌گرایی خود را سرکوب می‌کنند، آنها نه‌تنها این احساس‌شان را به دیگران منتقل می‌کنند بلکه منفی‌گرایی کمتری را از جهان جذب می‌کنند.

تبادل انرژی

افراد حساس کسانی هستند که انرژی منفی بیشتری جذب می‌کنند. مگر اینکه خودشان از حساسیت‌شان به نوعی کم کنند. این افراد بسیار تأثیرپذیر هستند و اغلب زود مریض می‌شوند و نسبت به خودشان احساس منفی دارند.

در واقع بیش از حد خوردن یکی از راه‌های کم‌کردن حساسیت‌مان یا زائل‌ساختن احساساتمان است. وقتی افراد گرفتار هر یک از موانع موفقیت شخصی هستند، اغلب با انرژی مثبت خود واقعی‌‌شان قطع ارتباط می‌کنند و به جای آن انرژی منفی به بیرون می‌فرستند.

بعضی‌ها به دلیل نوع زندگی‌شان، دوستانشان و طرزفکرشان، انرژی منفی منتشر می‌کنند. این افراد ممکن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر کنند اما افرادی که با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خودبه‌خود انرژی مثبت منتشر می‌کنند. بودن در کنار این افراد حال شما را عملا بهتر می‌کند، به همین دلیل است که ما به سوی افراد موفق کشیده می‌شویم.

تخلیه انرژی منفی

نخستین گام در فراگرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و مراقبه و برقراری تعادل است. درست همانطور که شما توانایی جذب انرژی توسط نوک انگشتانتان را در مراقبه دارید، قدرت بیرون فرستادن آن را هم دارید.

دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، فرستادن انرژی منفی به جایی است که صدمه‌ای به آن نمی‌زند. انرژی منفی توسط طبیعت جذب می‌شود و صدمه‌ای به آن نمی‌زند. به همین دلیل است هنگامی که گرفتار استرس یا اضطراب هستید، با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت خودبه‌خود به آرامش بیشتری دست پیدا می‌کنید. همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد از رفتن کنار دریا یا درازکشیدن در آفتاب، لذت می‌برند. عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی، انرژی مثبت منتشر می‌کنند.

گیاهان، گل‌ها و درختان معمولا بهترین هدف برای تخلیه انرژی هستند. برای اغلب افراد گل‌ها بسیار قدرتمند هستند و می‌توانند به بهبود حال آنها کمک کنند.

اکنون می‌توانیم درک کنیم که چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال می‌شوند یا چرا وقتی می‌خواهیم به کسی ابراز علاقه کنیم به او گل هدیه می‌دهیم. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت می‌کند، آن گل به او کمک می‌کند تا احساسات منفی خود را رها کند و به حس بهتری دست یابد.

محل دیگر برای تخلیه انرژی منفی ظرف پر آب، وان حمام، استخر، حوض یا دریاچه است.
هرچه حجم آب بیشتر باشد قدرت تخلیه انرژی هم بیشتر است. آب، انرژی منفی را جذب می‌کند؛ برای حفظ جریان انرژی و استفاده از مراقبه و مدیتیشن منظم، مهم است روزانه 8 تا 10 لیوان آب بنوشید.

آتش عنصر نیرومند دیگری از طبیعت است که ما می‌توانیم برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده کنیم. به اوقات خوشی فکر کنید که می‌توانید دور یک آتش جمع شوید و داستان‌های مختلف تعریف کنید.

آتش قادر است انرژی منفی را از ما دریافت کند؛ بنابراین برای دورشدن از انرژی منفی می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

این آگاهی مهم درباره انرژی می‌تواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلا ممکن است شخصی از بودن در کنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنش‌کردن دیگران برای مشکلات، مضطرب شود.

اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتناب‌ناپذیر زندگی است. شما نمی‌توانید از آن فرار کنید. به جای اینکه درصدد اجتناب‌کردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیه‌کردن و رهایی‌یافتن از آن مصمم باشیم. این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یک سیستم فشار ضعیف همیشه یک سیستم فشار قوی را جذب می‌کند. جریان هوای گرم همواره در یک اتاق سرد بالا می‌رود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجره‌ها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دست‌تان را به پنجره نزدیک کنید، جریان هوا ر احساس می‌کنید. طبیعت همیشه در جست‌وجوی تعادل است. به همان صورت، وقتی که شما  انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را هم جذب می‌کنید.

رمز موفقیت شخصی این است که با شارژ مجدد می‌توانید ادامه دهید و سپس انرژی منفی را که جذب می‌کنید تخلیه کنید. کوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است که خسته و بیمار هستید. ولی اگر هر روز با مراقبه و مدیتیشن و دریافت آرامش و رهایی به هر طریقی که خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم کنید، بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان که قدرت‌تان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت می‌کنید، مقابله با چشمان منفی‌گرا شما را نیرومند می‌سازد. 


۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
M. ..m

دیالوگ

یه نقاق ایتالیایی هست و اسمش کارلوته اون زیبایی رو اینطور تعریف کرده :اون میگه زیبایی مجموعه ای از اجزاییه که آنچنان با هم هماهنگ هستند که نیازی نیست چیز دیگه ای بهشون اضافه بشه برداشته بشه و یا جایگزین بشه 

۰۶ آذر ۹۵ ، ۱۶:۱۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
M. ..m

بلاگ

Gthis HTML class. Value is http://2ctor-sho.blogfa.com o

۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۳:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
M. ..m

کنکور

مطالبی خارقالعاده که سرنوشتتان را دگرگون خواهد کرد پیدا کردن چنین راهکار های شگفت انگیزی آن هم یک کجا کم نظیر است تمام این مطالب را خود م امتحان کرده ام(البته افرادزیاد دیگری هم امتحان کرده اند) و کاملا جواب داده تمام این ها را مو به مو و با تمام وجود انجام دهیدو بعد از مدتی از نتایج ان شگفت زده خواهید شد.


 


چگونه میتوانیم رتبه ی برتر کنکورسراسری شویم ؟


بجا ی اینکه دنبال کلاس کنکور خوب بگردید یا چندین کتاب بخوانید یا کتاب بعضیا رو چندین بار بخوانید این مطالب رو خوب بخونید


قانون اول نیوتون:اگر شما مثل دیگران زندگی میکنید رتبه ای مثل دیگران بدست خواهید اورد برای بدست اوردن رتبه های خارق العاده باید خارق العاده و متفاوت زندگی کنید( اگر شما دانش اموز خارق العاده ای را میشناسید تمام رفتار و افکار او را تقلید کنید و مانند او زندگی کنید پس شما در کنکور ان رتبه ای را میارید که او خواهد اورد) وقتی خواهر یا برادر بزرگتر در یک خانواده رتبه ا ی خارق العاده ای میاورد در کمال شگفتی در ان خانواده  فرزند بعدی نیز همانگونه میشود درحالی که میدانیم در یک خوانواده ضریب هوشی افراد کاملا متفاوت است اما نحو ه ی زندگی تحصیلی و افکارکاملا مشابه است حتما در اقوام خود چنین مواردی دیده اید این طور نیست؟


مثال :دانش اموزدختری بوددر رشته ی ریاضی که در سال سوم دبیرستان معدلش 13 شد(یعنی یه دانش آموز خیلی ضعیف) در تابستان مطالعه ی خوبی نداشت در مهر ماه وابان ماه نیز همچنین اما از اوایل اذر ماه رفتار های خود را به گونه ای دیگری تغییر داد این دانش اموز در کنکوررتبه ی بسیار خارق العاده ای اورد او در کنکور سراسری رتبه ی دورقمی اورد, در حالی که اگر به صورت عادی به مطالعه ادامه میداد رتبه ی  60000  کنکور میشداما او چه کرد؟


برای پشت کنکوریای سال دومی :شما که فلان رتبه رو در کنکور اوردید چگونه زندگی کردید که اینطور شد؟وقتی شما کارنامه ی کنکور را گرفتید و دیدید که رتبتون افتضاحه(بعد از یک روز ابقوره ریختن)با قدرت میگید که من مطمئن هستم که سال بعد فلان نتیجه ی خوب را خواهم اورد (متاسفانه باید بگم که اینطور نخواهد شدو شما فقط جوگیر شدید)باید بدانید که اگر سال دوم هم مثل سال اول زندگی کنید همان نتیجه ای را خواهید گرفت که سال دوم گرفتید...


قانون دوم نیوتون: یک سوال بسیار مهم چگونه میتوان تغییر کرد و انسان دیگری شد؟یک جواب کاملا مطمئن:انسان یک ویزگی بسیار مهم داره اونم اینه که ضمیرناخود اگاه انسان که تمام قدرت های انسان را در دست داره هیچی حالیش نیست(ببخشید منظورم این بود که فرق بین واقعیت وادا دراوردن را نمیفهمه)یعنی اگر شما به مدت 21 روزیا 30 روز ادای یک دانش اموز عالی رو در بیارید بعد از این مدت واقعا تبدیل به چنین دانش اموزی میشید (البته منظورم این نیست که مثل اون لباس بپوشید)


قانون اول انشتین: تعریف حوزه ی واحد:تمام رفتار ها و افکارتمام انسان های موفق در سراسر دنیا دریک حوزه ی واحد تعریف میشه(به زبون خودمون چه اون دانش اموزی که در تهران در رشته ی ریاضی رتبه ی یک رقمی میاره وچه اون دانش اموزی که در یک روستای دور افتاده همون رتبه رو میاره همشون یه مدل ادا و افکار هایی دارند) پس شما هم مثل دانش اموزان نابغه زندگی کنید تا شما هم نابغه بشید


تعدادی از رفتار هایی که شما باید دقیفا ان را تقلید کنید:


1-گذشته ی تحصیلی خود را فراموش کنید به فکر اینده ی تحصیلی خود نیز نباشید که اینده چه خواهد شدفقط  به امروز خود و این هفته ی خود فکر کنیدبا تمام وجود ادای دانش اموزی را دربیاورید که هدفش خود درس خواندن است نه نمره ی20  واز خود درس خواندن لذت میبرد(عاملی اصلی در افزایش شدید انگیزه ) اصلا به این فکر نکنید که کی این فصل کتاب را تموم میکنیدبدون اینکه شما به دنبال نمر ه های بالا باشید نمره های بالا به سراغ شما میاید.مثلا اگر در کوه نوردی همش به این فکر کنید که کی میرسید به قله نه تنها هیچ وقت به قله نمی رسید بلکه هیچ لذتی از کوه نوردی نخواهید برد از مسیر لذت ببرید


2-مخصوصا اگر داوطلب کنکور هستید به هیچ وجه به این فکر نکنید که دلتان میخواهدچه رشته ای وچه دانشگاهی  قبول بشید یا اینکه اگر در فلان رشته قبول بشید چه فوایدی داره این مورد عامل اصلی خستگی از درس خواندن و بر عکس تصور بعضی ها عامل بی انگیزگی واسترس شدید قبل از کنکور وسر جلسه ی کنکور وتنفر از مطالعه است وعامل افت تحصیلی بعضی از دانش اموزان خوب  اگر شما از یک دانش اموز خارق العاده بپرسید چه رشته ای میخوای بری؟یکی ازاین چند جواب را به شما میده که البته از ته دل راستشو میگه:1-نمیدونم2-حالا ببینیم چطور بشه3-نتیجه اصلا مهم نیست خود درس خوندن برام مهمه 4-اصلا تا حالا بهش فکر نکردم گذینه ی 5- همه ی موارد.  در واقع سعی کنید هدفتون خود اون کاری باشه که انجام میدیدمثال:ثروتمند ترین مرد دنیا رابرت گیتس صاحب مایکروسافت میگه:صرف کار کردن لذت بخش است(مطمئنا همین عامل باعث شد که اون به مرور زمان به نابغه ی نرم افزار تبدیل بشه)


3-  این یکی خیلی مهمه :اگر وقت زیادی برای مطالعه دارید بدون کا هش کیفیت همون مقدار مطالعه را در مدت کمتری به اتمام برسانید این امر باعث میشودهوش و خلاقیت شما افزایش پیدا کند(این مورد از نظر علمی اثبات شده)مثال خیلی مهم:شما میخواهیدسه سطر از کتاب دین وزندگی رو حفظ بکنیدبعد از فهم مطلب در مدت کوتاهی به جای اینکه بعداز بیست بار رو خوانی سعی کنید تعریف را حفظی بگید ,دوبار ازروش بخونید و سعی کنید از حفظ بگید خب بعدش چی میشه؟معلومه دیگه نمیتونیدهمشو بگیدخب یک بار دیگر برمیگردید تا ببینید کدوم قسمتشو نتونستید بگیدوسعی میکنید یه بار دیگه همشو بگید(منظورم از همش واو ننداز حفظ کردن نیست طوری حفظ کنیدکه معلم نمره ی کامل رو بده)همین مدل رو ادامه بدید تا تعریف رو حفظ بشید اگه همیشه اینطور درس بخونید در کمال شگفتی ضریب هوشی شما به مقدار زیادی  افزایش پیدا خواهد کردوهمیطور کیفیت مطالعه ی شما همون طور که در مورد من اتفاق افتاد(متاسفانه دراکثر مراکز کنکور ی خلاف اینرو اموزش میدن)



۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
M. ..m

افزیش خلاقیت

ذهن ناخودآگاه شما بسیار قدرتمند تر از آن چیزی است که تصورش را می کنید. ناخودآگاه شما نه تنها عملکرد های حیاتی مثل تنفس را مدیریت می کند، بلکه آرام و بی سر و صدا در پس زمینه مدام در حال پردازش دنیای اطراف، درک تجربیات مختلف و برقراری ارتباط میان نکات گوناگون است.


دیوید ایگلمن، دانشمند عصب شناس، اخیراً به یکی از خبرگزاری ها گفته است: «هرچه بیشتر در مورد نحوه ی عملکرد مغز بررسی می کنیم، بیشتر به این نتیجه می رسیم که ذهن ناخودآگاه ما به واقع خلاصه ای از هر آن چیزی است که مغزمان مدام با آن برخورد دارد، بدون آنکه خودمان بفهمیم. خودآگاه ما، یعنی همان بخشی از وجود ما که هر روز صبح به زندگی سلام می گوید، کوچک ترین بخش از آن چیزی است که در سر ما می گذرد».


به لطف این فرایند های پس زمینه ای، ذهن خودآگاه شما به ندرت ایده های خارق العاده یا تصمیمات بزرگی که همیشه منتظرشان هستید را به بیرون درز می دهد. اما اگر همه ی اینها بدون دخالت و حتی آگاهی شما در مغزتان در جریان است، آیا راه بهتری برای مهار ناخودآگاه وجود ندارد تا بتوان خلاق تر بود و ذهن بازتری داشت؟


پاسخ بنجامین هاردی، دانشجوی دوره ی دکتری روانشناسی به این سؤال مثبت است. او در مقاله ای در این باره می نویسد تقویت ناخودآگاه تنها دو قدم دارد و روزانه فقط ۲۰ دقیقه از وقت شما را می گیرد.


۱۰ دقیقه پیش از به خواب رفتن


ناخودآگاه ما می تواند جواب های مهمی برای برخی از ضروری ترین سؤال هایمان در زندگی داشته باشد. اما بنا بر نوشته های هاردی، ناخودآگاه ما تنها زمانی قادر به این کار است که فعالانه این را از آن بخواهید. او می گوید: «هدایت آگاهانه ی عملکرد ناخودآگاه هنگام خواب، برای بسیاری از موفق ترین انسان ها تمرینی معمول است».


اما چگونه می توان این کار را انجام داد؟ هاردی می گوید: «پیش از آنکه به رختخواب بروید، چند دقیقه تمرکز کنید و کارهایی که سعی دارید انجام دهید را روی کاغذ بیاورید و از خودتان یک عالمه سؤال درباره ی این کارها بپرسید. سؤال های مورد نظر و افکارتان را روی کاغذ بیاورید. هرچه سؤال هایتان جزئی تر و دقیق تر باشند، پاسخ هایتان به این سؤال ها واضح تر خواهند بود. به این ترتیب وقتی به خواب می روید ذهن ناخودآگاه شما کار خود را آغاز می کند».


۱۰ دقیقه پس از بیدار شدن


هنگام بیدار شدن از خواب به جای چک کردن موبایل، به ناخودآگاه خود سری بزنید. چند دقیقه ی بعد از بیدار شدن از جمله خلاق ترین لحظات روز و بهترین زمان برای برداشت ایده هایی محسوب می شود که ذهن ناخودآگاهتان هنگام خواب پرورانده است. شما می توانید با تخلیه ی سریع و مکتوب ذهن خود، به این ایده ها دسترسی پیدا کنید.


کافی است بلافاصله پس از بیدار شدن هرآنچه که در مورد سؤال های شب قبل خود به ذهنتان می رسد را روی کاغذ بیاورید. این، کار ساده ای به نظر می رسد اما هاردی اعتراف می کند ممکن است اوایل کمی سخت و عجیب و غریب باشد. او می گوید: «قطعاً لازم است این مهارت را تمرین کنید. ممکن است لازم باشد چندین بار این کار را تکرار کنید تا مهارت لازم را در آن به دست بیاورید. اما با پشتکار می توانید به راحتی و به صورت خودکار به ایده های خلاقانه و هوشمندانه ای برسید».


نتایج این تمرین می تواند شگفت زده تان کند. هاردی به عنوان جمع بندی صحبت های خود می گوید: «این تمرین ساده به شما کمک خواهد کرد واضح و شفاف مقصد خود و مسیر رسیدن به آن را کشف کنید».


تهیه شده توسط : هومن فرخی

۲۱ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
M. ..m

تله پاتی

* «تله‌پاتی» دسترسی به اطلاعاتی است که در فکر شخص دیگری نگهداری می‌شود و شما خواهان کسب آن هستید دانشمندان برای اثبات این پدیده می‌گویند: وقتی این امکان وجود دارد که از طریق یک ایستگاه فرستنده مطالبی را از طریق امواج الکتریکی، از ایستگاه‌های الکتریکی دیگری جذب کنیم. بنابراین با توجه به فعالیت‌های الکتریکی مغز انسان، امکان تبادل اطلاعات از راه دور، از طریق «تله‌پاتی» و به صورت مشابه دستگاه‌های فرستنده و گیرنده الکتریکی فراهم می‌شود. برای انجام پدیده‌های «تله‌پاتی»‌مغز باید در حالتی قرار داشته باشد که وضعیت آن بیشترین میزان امواج «آلفا» را ایجاد و منتشر کند. امواج «آلفا» معمولا در شرایطی به وجود می‌آید که فرد در حالت «مدی‌تیشن» یا «ریلکس» کامل قرار گرفته باشد. پس درمی‌یابیم که کلید اصلی «تله‌پاتی» چیزی نیست جز «ریلکس» شدن کامل. اصولاً در هنگام احساس خطر و یا هر ناراحتی دیگر، اعصاب «سمپاتیک» انسان با تولید «آدرنالین» بدن را تحریک می‌کند در این حالت زمینه لازم برای «فرستندگی» و در واقع فرستادن پیام در شخص به وجود می‌آید و او می‌تواند افکار خود را سریع‌تر و قوی‌تر منتشر کند در حالت عکس این مسئله، اعصاب «پاراسمبلیک» با تولید «استیل کولین» موجب رخوت و سستی بدن می‌شود و استعداد «گیرندگی» امواج «تله‌پاتی» در شخص تقویت می‌شود.


ارسال پیام‌های روحی


نیروی «تله‌پاتی» بستگی زیادی به شدت و قدرت عواطفی دارد که با آن هماهنگ شده است شما وقتی می‌توانید از راه دور یک پیام روحی برای فرد موردنظرتان بفرستید که قبلاً ارتباطی مثبت و یا حتی منفی با او برقرار کرده باشید درباره فردی که هدف پیام شماست باید به یک نوع احساس بسیار شدید عاطفی برسید. برای شروع کار بهتر است ابتدا هر چه دقیق‌تر فرد موردنظرتان را رویت کنید و تمام مشخصات او را مانند مشخصات جسمی، ویژگی‌های شخصیتی، روش لباس پوشیدن، آهنگ، صدا و مانند آن‌را به خاطر بسپارید به این ترتیب یک تصویر بسیار قوی و روشن از آن شخص در ذهن شما نقش می‌بندد. سعی کنید فرد موردنظر را در همان محل زندگی‌اش مجسم کنید اگر با او خاطره‌های مشترکی دارید آنها را یک بار دیگر در ذهنتان مرور کنید آن‌گاه پیام خود را با صدای بلند بر زبان آورید درست همان‌گونه فکر کنید که انگار او در مقابلتان ایستاده است به محض آ»‌که پیامتان را فرستادید همه چیز را به فراموشی بسپارید البته می‌توانید پیامتان را به جای این‌که با صدای بلند اعلام کنید آن را بر روی یک صفحه کاغذ نیز بنویسید.


قدرت تمرکز و تخیل


نیروهای ذهنی، مانند «تله‌پاتی» یک پدیده ساده ب شمار نمی‌آیند بلکه به دقت فرمول‌های ریاضی عمل می‌کنند و این شما هستید که در ذهن خود دستورالعمل لازم را صادر می‌کنید نیروهای ذهنی توان این را دارند که در راه رسیدن پیام شما به هدف موردنظرتان راهنما و راهبرتان باشند و روش‌های عملی را نشانتان دهند چنان‌که در مواقع خطر هشدارهایی می‌دهند که در سرنوشت شما و اطرافیانتان بسیار موثر است البته شدت و شعف قدرت تخیل نقش مهمی در «تله‌پاتی» ایفا می‌کند و هر چه قدرت «تمرکز» بیشتر باشد افکار به صورت سریع‌تر و دقیق‌تری به هدف موردنظر اصابت می‌کند. پس باید بیاموزیم که فکر خود را کاملاً‌ »متمرکز» کنیم تا در انجام کار، توفیق بیشتری کسب کنیم.


اندیشیدن بدون هدف و با دقت اندک، نتیجه‌ای ندارد تفکر باید محکم و متمرکز باشد تفکر محکم و متمرکز، مجموعه‌ای است از خطوط ظریف مغناطیسی که شما را به افکار شخص موردنظرتان متصل می‌سازد.


اگر بگوییم که «فکر» حالتی از «احساس» که از طریق قانون «ارتعاش» حمل می‌شود و مانند نور و الکتریسیته انتقال می‌یابد آن‌گاه به راحتی به این پدیده جالب پی می‌برید هر وقت فکر خود را بر موضوعی که برای شما اهمیت دارد متمرکز کنید نیروهای ذهنی شما وارد عمل می‌شوند و پاسخ لازم را به دست می‌آورند. برای ایجاد تمرکز، می‌توانید یک نقطه «تمرکز» انتخاب کنید این نقطه می‌تواند عکسی بر روی دیوار و یا حتی گل‌های یک قالیچه باشد.


فرمان‌های «تله‌پاتی»


برای شکوفایی استعدادهای «تله‌پاتی» تمرین‌های جالب و متنوعی وجود دارد ابتدا قبل از شروع تمرین بهتر است به چند نکته مهم توجه کنید:


1- قبل از شروع تمرین، مدت آن‌را دقیقاً مشخص کنید. (مثلاً یک ساعت)


2- مصرف چاپ و قهوه اندکی قبل از انتقال یک فکر، مفید است زیرا به‌عنوان یک محرک لحظه‌ای برای فعالیت‌های مغزی مؤثر است.


3- بعد از اتمام تمرینات، بهتر است مقداری آب در چند نوبت بنوشید تا مواد زاید بدنتان دفع شود.


4- تاریکی و سکوت مطلق برای تمرینات «تله‌پاتی» بسیار نتیجه‌بخش است و سعی کنید در مواقعی که شخص گیرنده خوابیده است تمرینات مربوطه انجام شود.


5- اندکی مراقبه یا همان «مدی‌تیشن» در ایجاد «تله‌پاتی» مفید است البته باید با کشیدن نفس‌های عمیق به «مراقبه» بنشینید.


6- به صدای درونی خویش گوش فرا دهید و با آن جروبحث نکنید فقط گوش کنید و عمل کنید گوش دادن از شرایط اصلی استفاده از قدرت نهفته در «تله‌پاتی» است.


7- جلسات تمرین را طولانی کنید، چرا که انتقال فکر باید همراه با یک پافشاری خاص در مدت طولانی انجام پذیرد.


8- بهتر آن است که در هر جلسه، حداکثر 10 فرمان صادر شود.


فرستنده و گیرنده


برای شروع تمرینات همکاری دو نفر ضروری است بین این دو نفر که مایل هستند این تجربه را انجام دهند کسی که دارای تأمل و تعمق بیشتری است باید نقش گیرنده را به عهده بگیرد و کسی که فعال بااراده و کوشاست به‌عنوان «فرستنده» باید فکرس را آن‌چنان روی مسئله موردنظر متمرکز کند که گویی خود قصد انجام این فرمان را دارد. فرمان‌های «تله‌پاتی» باید پی‌درپی صادر شوند. دست راستت را بلند کن و یا فلان چیز را از زمین بردار.


ضمنا لازم است که در هر جلسه از تمرینات نوع فرمان‌ها تغییر کند شخص «گیرنده» باید هنگام تمرین در وضعی کاملا بی‌تفاوت قرار بگیرد و هر فکری را از ذهن خود دور سازد و اصطلاحاً در «خلاء فکری» فرو برود. او باید فقط در انتظار یک تحریک درونی بماند تا به انجام کاری وادار شود. همچنین باید توجهش را مطلقاً به چیزی معطوف کند که از درون وجود خویش احساس کند هرگاه چند فکر مختلف به طور همزمان به ذهنتان خطور کرد ابتدا کمی تأمل کنید و سپس فکری را که قوت و تحریک بیشتری دارد به اجرا درآورید.


تمرینات بعدی...


پس از ممارست در تمرینات بالا کار خود را با تمرینات زیر ادامه دهید.


شخص «فرستنده» نگاهش را به دقت به یک چیز خاص می‌دوزد و سپس با بستن چشمانش تصویر ذهنی آن‌را می‌سازد آن‌گاه شخص «گیرنده» را مجسم می‌کند که در حال تماشای آن چیز خاص است مدت تمرین برای این کار 3 تا 5 دقیقه است.


شخص «گیرنده» در مقابل خود صحنه‌ای سفید قرار می‌دهد که از زیر آن نور یکنواخت و ضعیفی تابیده است سپس نگاه خود را رها می‌سازد تا بی‌توجه به محیط اطرافش روی این صحنه بلغزد وقتی چندین برداشت مختلف به ذهنش خطور کرد باید آنها را به آرامی یادداشت کند البته گاهی نیز باید چشمان خود را بسته و پس از چند ثانیه باز کند.


تمرین بعدی بدین ترتیب است که شخص «فرستنده» پشت فرد «گیرنده» می‌ایستد و در حالی‌که نگاهش را به پشت گردن او دوخته است فکرش را کاملا روی او متمرکز کرده  فرمانش را صادر می‌کند.


صدور فرمان باید جز به جز اما متوالی صورت بگیرد در این حالت انرژی فکری شما به شخص «گیرنده» منتقل می‌شود و او را وادار می‌کند که برگردد و مستقیما به شما خیره شود!


توصیه مهم


اگر در شروع تمرینات به آن صورت که انتظار دارید پیش نرفتید باور خود را از دست ندهید و مأیوس نشوید نیروی «تله‌پاتی» همیشه حاضر و آماده است اما برای این‌که آن‌را به زندگی روزمره خود پیوند دهد باید آن را تقویت کنید و اعتقادتان بر این اصل استوار باشد که تجربیات شما حتماً به نتایج لازم خواهد رسید.


او چه کسی است؟!


یک تمرین دیگر نیز در شکوفایی استعداد «تله‌پاتی» نهفته در وجود شما بسیار موثر است تمرین فوق عبارت از این است که فی‌المثل، وقتی زنگ تلفن شما به صدا درمی‌آید حدس بزنید که آن سوی سیم به کسی می‌خواهد با شما سخن بگوید البته اگر بخواهید از روی احتمالات عمل کنید و براساس این‌که معمولا چه اشخاصی بیشتر به شما تلفن می‌زنند به اندیشه بنشینید از راه درست منحرف شده‌اید شما باید با توجه به احساسات خود عمل کنید و سپس نام فردی را که حدس می‌زنید به شما تلفن خواهد زد بر روی ورقه‌ای بنویسید یک تقویم جیبی همیشه همراه خود داشته باشید و تمام پیش‌بینی‌ها و ادراکات خود را در آن یادداشت کنید.


یک مثال دیگر برایتان می‌آوریم:


در تقویم خود روی صفحه یکی از روزهای مثلا شهریور ماه بنویسید:


در چنین روزی پس از خروج از منزل فردی را که با روبه‌رو خواهم شد یک مرد است؟


سپس در پایان همان روز نتیجه را در همان صفحه بنویسید به این شرح:


نتیجه: حدس من درست بود اولین فردی را که دیدم یک مرد بود!


بدین ترتیب شما می‌توانید درباره هر موضوع و یا شخص خاصی به حدس و گمان بپردازید. این کار را در طول شبانه‌روز لااقل در 20 مورد مختلف انجام دهید پس از گذشت 3 الی 4 ماه درخواهید یافت که پیش‌بینی‌های شما روز به روز به واقعیت نزدیک‌تر است.

۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
M. ..m

آرامش

در دنیای پراضطراب و سراسر استرس امروز، آرامش و راحتی خیال نعمتی است که بسیاری آرزوی آن را دارند. اما برای رسیدن به آرامش تنها آرزو کافی نیست، بلکه باید قدم پیش نهاد و کاری کرد. آن چه در پی می آید برخی تکنیک های روانشناختی است که ضمن کمک به رفع تشویش و نگرانی، آرامش، نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد.
با خدا ارتباط برقرار کنید

حداقل نیاز انسان به روح خدایی، مانند احتیاج نوزاد است به مادر. به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی محتاج است. آرامش جان، زمینی حاصلخیز است که دانه های “خواست و نیاز” در آن به خوبی می روید، نیازهای به حق خود را در یاد خداوند که آرامش جان و قلب است، بکارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه کسی است که او همراه خداوند باشد. با توجه به خداوند و خواندن نام های او، همراهی و پشتیبانی خدا را به سوی خود جلب کنید. انسان همان است که به آن توجه می کند، پس به خداوند توجه کنید تا الهی شوید! به خدا توکل کنید. هرچه ارتباط شما با خدا، “آن نیروی عظیم و خرد لایتناهی” بیشتر و بیشتر شود، آرامش و نشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است: “اگر مرا یاری کنید، شما را یاری می کنم و قدم هایتان را استوار می گردانم.” یار خدا بودن یعنی بر اساس قوانین الهی رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و غیره. “یار خدا بودن” در واقع همان “یاری کردن به خود” است.

مثبت فکر کنید

هر فکر، صورتی از انرژی است که در جهت نیکی یا بدی خود تولید می کنیم. با اندیشیدن به افکار بهشتی با نیروی بهشتی مرتبط می شویم، شادی را احساس می کنیم و آفتاب سرور را هر جا که رویم، می تابانیم. یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. به دقت افکارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می آورد، خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب می کند. به خاطر داشته باشید که عالم، به نیات ما پاسخ می دهد. افکار و عقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع می شود و به جهان بیرون راه می یابد و محیط سعی می کند آنچه را که می خواهیم، به ما هدیه کند. راز توفیق آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم. چرا که حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم، آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود. چه زیباست که بهترین نیات و آرزوها و افکار را برای خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادی برسیم.

قضاوت خود را به تأخیر بیندازید

در این جهان، هیچ حادثه ای برحسب تصادف نداریم و در همه وقایعی که روی می دهند، لطف و رحمت الهی نهفته است. تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند که سبب تکامل روحمان می شوند. مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممکن است تا زمانی که زنده هستید متوجه نشوید. زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی ادراک ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. همچنین در ذهن الهی از دست دادنی ای وجود ندارد و اگر شما به ظاهر چیزی را از دست می دهید، معادل آن شیء و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء به عنوان وسیله ای برای تکامل و زیبایی روح شما هستند. بیایید کاملاً بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوب، نیکی پنهانی برای همه وجود دارد. “ساقی هر چه ریزد از لطف اوست.”

بر آرامش درونی تمرکز کنید

در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست که در هر زمانی از روز چه اتفاق بیفتد. هرچه مسائل به نظر مشکل و پردردسر بیایند و هرچه قدر هم که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویشتن برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم. برای دسترسی به خلوتگاه درونی، چشم هایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید. این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد- به آن جا بروید. از دور دست، استاد معنوی تان از راه می رسد؛ در گوشتان زمزمه می کند: “هرجا می توانید خوبی کنید، در هرچه می توانید، به هرشکل که می توانید، هر وقت که می توانید، به همه اشخاصی که می توانید و تا زمانی که می توانید.” نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند، سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.

از آنچه هستید راضی باشید

بدن وسیله زندگی است نه جوهر آن. آن قدر که ما انسان ها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم، یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود. تجربیات ما باید مثل شاخه های درخت به ما شکل بدهد، ولی این کار را نمی کند. فقط جوهره وجودمان است که با شرایطی محیطی از بین نمی رود، شکسته نمی شود و یا در معرض دید و بررسی دیگران قرار نمی گیرد. وجود داشتن، پرمعنا و پرمفهوم است: من وجود دارم، من هستم، من اینجا هستم، من در حال شدن هستم، تنها من هستم که زندگی ام را می سازم و… هر کدام از ما انسان ها در این دنیا مأموریت خاصی داریم. با کمک کردن به دیگران و مهرورزی به آنان، باعث تکامل روحمان می شویم. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است و زندگی ما به منزله یک سفر است و هدف نیست. منظور از بیداری، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است. مانند: بیداری روحی، بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… بیداری به زمان، مکان و خلاصه در یک کلام “بیداری الهی”!

به دستورات اخلاقی احترام بگذارید

از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید. از خواندن نامه های شخصی و دفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصی آن ها اجتناب کنید. بدون درزدن و اجازه گرفتن وارد هر مکانی نشوید. سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نکنید که به زور، افکار و عقاید دیگران را تغییر دهید. زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات، آرامش خود را بر هم می زنید. به پدر و مادر خود نیکی کنید. با آنان با صدای بلند صحبت نکنید. “بتی. جی. ایدی” می گوید: “زمانی که شما به درگاه خداوند دعا می کنید، این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت آن به زمین می آیند. ولی در میان این شعاع های نورانی یکی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن مورد رسیدگی می کنند. این پرتو قدرتمند و خیره کننده مربوط به دعای مادر در حق شما است. دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست.” چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهای آنان را تأمین کنید، زیرا که مهر و نیکی به آنان، سبب آرامش و نشاط در شما می شود.

دید جدیدی پیدا کنید

پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی که از زاویه ای خاص به آنها نگاه می کنید، درخشش و زیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسایل در زندگی، هنگامی ارزش خود را نشان می دهند که از زاویه درست دیده شوند؛ ولی نگرش های متشابه و کلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشکل می سازد. اگر به هر مسأله ای از زاویه ای درست نگاه کنید، در آن چیزهای باشکوه و زیبایی خواهید دید. سعی کنید همه چیز و همه کس را با چشم های تازه ای ببینید که از طریق عادت، تیره و تار نشده اند. با این روش، شما می توانید ثروت های نامحدودی را کشف کنید. به خاطر داشته باشید که اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها و اشخاص نگاه کنید، هر شخص یا هر شیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت. فلورانس می گوید: “تمام انسان ها همچون حلقه های طلایی هستند در زنجیره خیر و صلاح من.”

صفت های مثبت خود را افزایش دهید

از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ، جر و بحث کردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز کنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال تراکمی از نیروهای منفی را به دور خودتان جمع می کنید، کسی که از این همه نیروهای منفی عذاب می کشد، خودتان هستید. زمانی که به دیگران خوبی و کمک می کنید، تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند، هنگامی که وضو می گیرید، الکتریسیته های ساکن را به سطح بدن خود می آورید؛ آب نیز رسانا است و شما امواج آلفا (امواج آرامش بخش) تولید می کنید. با کشیدن مسح سر، این امواج را به کورتکس مغز انتقال می دهید و باعث می شوید که ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد. با مسح پا، انتقال امواج آلفا را در اندام های پایینی سرعت می بخشید. بیشترین منطقه ای که در روی کره زمین امواج آلفا دارد، کعبه است. زمانی که شما نماز می خوانید و در جهت خانه خدا قرار می گیرید و ۷ قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می کند، امواجی را دریافت می کنید که باعث آرامش شما می شوند. برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یک وان حمام، پر از آب و نمک، به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید. در بطری های رنگی آب خوراکی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید؛ سپس آن ها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید. بدون کفش و جوراب روی چمن راه بروید؛ زیرا طبیعت منبع انرژی نیروهای مثبت است.

 حس ها را از همدیگر، جدا کنید

اغلب، ما به این مسأله توجه چندانی نداشته ایم که حواس پنجگانه خود را از یکدیگر تفکیک و آن ها را به صورت مجزا از یکدیگر حس کنیم. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید. امروز بر بینایی تمرکز کنید، فردا برمزه، روز بعد بر بویایی و … مثلاً: زمانی که در حال دوش گرفتن در حمام هستید، قطرات آب را روی بدن خود احساس کنید و از این که باعث تمیزی و آرامش شما می شود، لذت ببرید. موقعی که در حال غذا خوردن هستید فقط بر طعم و مزه غذا تمرکز کنید. وقتی در حال ریختن چای در استکان هستید، به صدای ریزش آن گوش دهید. به این ترتیب، شروع به جدا کردن تجربیات حسی تان از یکدیگر کنید و از بابت هر کدام لذت ببرید.

وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج سازید

اشیاء درون خانه تان را لمس کنید و از خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ کتاب ها را از درون قفسه بیرون بیاورید و ببینید آیا دوباره قصد خواندن این کتاب ها را دارید. هر شیء یادگاری را بررسی کنید و از خودتان بپرسید آیا هنوز لحظه ای را که این شیء به یادم می آورد، برایم مهم و با ارزش هستند؟ لباسهایتان را باز کنید و توجه کنید که آیا به تمام این لباس ها احتیاج دارید و از آخرین باری که آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟ بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل و لباس های اضافی تان را یا به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید. زیرا که هر شیء انرژی خودش را دارد و اگر به کار نرود در خانه به آب راکد تبدیل می شود. همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند. پس باید مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد و آب جاری گردد. اگر کهنه ها را نگه دارید، تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابد. پس برای چرخش انرژی و پیشرفت در زندگی تان وسایلی را که مورد احتیاج تان نیست از محیط خارج سازید.
نوشته : علی اصغر صرفه جو



۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
M. ..m